فریاد زدیم٬ ناله کردیم٬ نوشتیم٬ با صدای بلند تکرار کردیم٬‌ به گوش همه کسانی که شما می شنیدیشان رساندیم٬ از قول بزرگان خودتان برای شما مثال آوردیم٬ از قول خودتان گفتیم آقا شما خودتان می گویید درست این است. نشنیدید. یعنی می شنوید خودتان را به کری زده اید. آنقدر در فساد غرق شده اید که اگر بخواهید از آن بیرون بیایید هزینه ای سنگین باید بپردازید. پی ترجیح می دهید در همان تاریکی اتاقهای تاریکتان بمانید.

ترجیح نمی دهید٬‌مجبورید چیزی است که خودتان ساخته اید. فرزندان بسیاری تان اینجا٬‌ خارج از کشوری که شما اسلامی می خوانیدش زندگی می کنند. وقتی می پرسیم اگر مهاجرت بد است چرا فرزندان شما اینجایند و پاسخ از سر پر رویی است. برای پیشرفت ایران رفته اند!!! راست می گویند که اگر دروغ می خواهی بگویی آنقدر بزرگ بگو که کسی نتواند آن را با چالش بکشد. می برید٬ می خورید٬ گرسنگی می دهید٬‌دهان می بندید٬ صدا خفه می کنید٬‌ قلم می شکنید٬‌ مجبور به ترک وطن میکنید٬ حداقل به قول دوستی بگذارید خودمان بمیریم. در خصوصی ترین بخشهای زندگی ما سرک می کشید برای ساده ترین حقوق ما تصمیم می گیرید٬‌ برای همه چیز و همه چیز حکم صادر میکنید٬ بماند که خودتان و خاندانتان شامل هیچ کدام نیستید٬ دیگر برای حکم مرگ ما احترام قایل باشید.

سادگی حکومتهای دیکتاتوری در همین حداقلها است. از عمومی ترین بخش ها شروع می کنند و آهسته آهسته تا جزیی ترین بخشها نفوذ می کنند. می خواهند همه را به بهشت بفرستند. آخر همه گوسفندانی هستند که بی شبان به بیراهه می روند. آنقدر جلو می رود این داستان که به لباس می رسد. نگاهی به کره شمالی و مدل لباس پوشیندنشان بیندازید. حتی تا رنگ لباس هم تعیین میشود.