آسانی نظر
گاهی وقتها که می خواهم با خودم روراست باشم٬ سعی می کنم بدون هیچ عینکی اطراف خودم را نگاه کنم. کار سختی است. گاهی وقتها غیر ممکن به نظر می رسد. خیلی سخت است به اتفاقات بدون اینکه عقیده خودت را درگیر کرده باشی نگاه کنی. همیشه فکر می کردم باید نگاه خودت را داشته باشی٬ همیشه فکر می کردم مگر می شود بدون اینکه نظری داشته باشی در مورد اتفاقی صحبت کنی. اما این روزها به نظرم می رسد که می شود. انگاری نگاه کردن به اتفاقات بدون اینکه آنها را قضاوت کنیم هر روزی که می گذرد سخت و سخت تر می شود. آن دور دورهای زمان قضاوت را به عهده قضات و منتقدین می گذاشتند٬ اما این روزها دیگر نقد تنها محدود به آنها نمی شود.
دیدن٬ درست دیدن٬ درست فهمیدن آنچه دیده شده است دیگر آنقدرها هم که به نظر می رسد کار آسانی نیست. اینکه کجا و چه زمانی چه چیزی گفته می شود و چرا گفته می شود آنقدر اهمیت دارد که می تواند همه چیز را به آسانی ویران کند. اما به نظر می رسد آنچه نظر جمعی می خوانیم این روزها علی رغم ظاهری آراسته٬ در باطن اظهار نظر را آزاد می داند و حتی آن را تحمیل٬ نه تبلیغ٬ می کند. آنچه این روزها آزادی بیان می خوانیم٬ آلوده شده است به همه گونه خودبینی ها و آسان نظری ها. آسان نیست خودت باشی و نگران قضاوت آنچه نظر جمعی می خوانیم نباشیم.