روزهای تلخ …
شاید این روزهای تلخ را شما حاکمیت کنید. شاید این روزهای تلخ را با خفه کردن صدای هر کس که اعتراضی داشته آراسته کنید. شاید در این روزهای تلخ به زور اسلحه و زندان و طناب دار، صدا در کلو خفه کنید. شاید این روزها در پناه ظلم بی حد خود جیب ها پر کنید. شاید این روزهای تلخ سرخوش از قدرت و جلال و جبروتی که به ناحق صاحب گشتهاید روزگار بگذرانید. شاید این روزهای تلخ را با زندانی کردن خبرنگار و نویسنده و جوانان وطن تلختر کنید. شاید ...
اما هیچ اندیشیدهاید که تاریخ از شما چگونه یاد خواهد کرد؟ مگر خاقانهای مغول، اعراب، و اقوام دیگر نیامدند و رفتند؟ شما هم خواهید رفت. این رسم تاریخ است. این رسم روزگار است که گرد سم خران شما هم فروخواهد نشست. اما تاریخ وجود دارد، قضاوت آیندگان هست. شاید برایتان مهم نباشد، اما آنچه می کنید بر اندیشه تاریخ ایران نقش می بندد. روزی می رسد که آیندگان خواهند خواند که قومی بودند، حکومت کردند، به نام محرومان بر اریکه قدرت تکیه زدند، همان محرومان را محرومتر کردند، منابع را نابود کردند، نشان دین را به تاریکی جهل آراستند، اما رفتند و یادشان جز درد به خاطره نمی نشاند.