دلم گرفته است
دل آدمها خیلی ساده می گیرد. دل آدمی که می گیرد تمام دنیایش خاکستری می شود. ناخواسته به دنبال خودش این در و آن در می زند. سادگی های نگاههای دوست داشتنی بچگی هایش یادش می آید اما نمی تواند برایشان جایی بیابد. آدمی که دلش میگرد به شعر پناه می برد. آنکه شعر نمی شناسد شاید غمگین می شود. شاید اگر شعر نباشد عصبی می شود. اما نکته این است که آدمی که دلش می گیرد دیگر آن آدم دیروزی نیست. شاید حالش بهتر می شود، شاید می گوید که حال دلش خوب است، اما نیست. هر ترکی که بر دل آدمی می نشیند حفره ای بجای می گذارد که پرناشدنی است.
+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 16:21 توسط محمد رضا رستمی راد
|