آه ای آزادی
آه ای آزادی٬
ای رویای دور٬ ای منتهای بودن٬
ای نور وجود٬ ای آرزوی دستهای خسته
آه ای آزادی٬
تو را می خوانم٬
تو را صدا می زنم
از این دورترین نقطه بودن
از انتهای بودن
از صدایی که خسته از فریاد
از تنی که رنجور از هزار زخم
از روحی آشفته از هیاهو
تو را می خوانم
آه ای آزادی
ای غایت وجود
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۵ ساعت 9:3 توسط محمد رضا رستمی راد
|